تبليغاتX
برای دیدن پر بازدید ترین موضوع وبلاگ :::اینجا::: کلیک کنید .
::::!NC :::: دانلود جدیدترین نرم افزارها

::::!NC :::: دانلود جدیدترین نرم افزارها
دانلود جدیدترین نرم افزار های روز دنیا به صورت رایگان با لینک مستقیم ان سی nc
پيوندهاي روزانه

سالنمای سال 1389 ایرانی

سال یکهزار و سیصد و هشتاد و نه

از مبدأ هجری خورشیدی و 3735 از مبدأ اندازه‌گیری گاهشماری ایرانی

نسخه‌های پی‌دی‌اف سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان در دو گونه هفتگی و ماهانه منتشر شده است. این سالنما را می‌توانید از اینجا دریافت کنید:

سالنمای سال 1389 ایرانی، هر هفته در یک صفحه، 280 کیلوبایت

سالنمای سال 1389 ایرانی، هر ماه در یک صفحه، 180 کیلوبایت

** تکثیر این سالنما در محیط وب ، بدون هیچگونه تغییر در متن آن برای همگان آزاد است **

 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط سرباز کوروش

جورج سارتون در مقاله ی مطالعه ی تاریخ ریاضیات در کتاب مطالعه ی تاریخ ریاضیات و تاریخ علم، به بهترین صورتی لزوم بررسی تاریخ ریاضیات را بیان کرده است. اما این کار در ایران چندان دنبال نشده و آثار انگشت شماری در این باره به زبان فارسی در دست است.

نویسندگان، مترجمان، و دانشوران ایرانی ضمن آن که باید برخی آثار جامع و اصیل در باب تاریخ ریاضیات را به فارسی ترجمه کنند، از تاریخ میهن خودشان غافل نباشند.

بررسی تاریخ ریاضیات ایران برای ما علاوه بر فایده های کلی، یک جنبه ی عاطفی و ریشه شناسی هم دارد. ما باید بتوانیم سهم واقعی ملت خود را در برپایی کاخ بلند ریاضیات امروز جهان به نوجوان و جوان ایرانی نشان دهیم، تا این توهم ِباطل برایش پدید نیاید که ایرانی تنها به مفاهیم رویایی و خیال پردازی های شاعرانه پرداخته است، بلکه دریابد نیاکانش در زمینه های علمی و منطقی هم به اندازه ی هر ملت دیگری کوشا بوده اند.

 

دنباله در ادامه مطلب ...


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط سرباز کوروش

هیچ كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ :

با چند نفر از دوستان همدل، خلق و خوی مشترك داشتیم و بیشتر اوقات با هم نشست و برخاست می‌كردیم.
یكی از بزرگان شهر، اخلاق و رفتار دوستان ما را بسیار می‌پسندید و گروه ما را بسیار دوست داشت.
از همین رو، برای تك تك این دوستان، حقوق ماهیانه تعیین كرده بود و با اشتیاق همه را حمایت می‌كرد.
روزی یكی از همین دوستان، رفتار ناشایستی كرد و موجب ناخرسندی و بدگمانی آن مرد بزرگ شد و حقوق ماهیانه همه را قطع كرد...

تصمیم گرفتم، پیش او بروم و هر گونه‌ای كه باشد او را راضی كنم تا  دوباره لطف خود را از سر گیرد و مشكل یاران را حل كند. به دربار او رفتم اما دربانان جلوگیری كردند و مرا از رفتن به نزد او باز داشتند. خود را معرفی كردم و بعد از آن كه نزدیكان او مرا شناختند، عذرخواهی كردند و مرا با احترام و عزت به درون دربار دعوت و جایگاهی بلند برایم معین كردند. فروتنی كردم و در همان جایگاه پایین نشستم و گفتم:

تا در صف بندگان نشینم                بگذار كه بنده كمینم

آن مرد بزرگ با لطف فراوان خود مرا نواخت و گفت:

بارت بكشم كه نازنینی               گر بر سر و چشم من نشینی

نشستیم و از هر دری سخن گفتیم تا این كه به موضوع مشكلات و گرفتاری‌های دوستان رسیدیم.
به او گفتم: مگر از سوی دوستان ما چه خطای بزرگی صورت پذیرفته كه سایه لطف خود را از سر آنان باز گرفتی و محبت خود را از آنان دریغ می‌داری؟
خداوند بزرگ را ببین چگونه جرم پی‌ در پی بندگان را می‌بیند و هرگز روزی آن‌ها را قطع نمی‌كند!
سخنان گرم من در دل او اثر كرد، آن‌ها را پسندید و دوباره كمك‌های ماهیانه خود را به دوستان از سر گرفت.
خالصانه از او سپاس‌گزاری كردم و گفتم:

چو كعبه قبله حاجت شد از دیار بعید

روند خلق به دیـدارش از بسی فرسنگ

تـو را تـحـمـل امثـال مـا بـبـایـد كـرد

كه هیچ‌‌كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط سرباز کوروش

سورنا :

تا پیش از آمدن اسلام ، دو كشور ایران و روم همسایه بودند. وسعت خاك ایران در زمان پادشاهان اشكانی و ساسانی بسیار زیاد بود و در مغرب به حدود شام ( سوریه امروزی ) و آسیای کوچک ( صغیر ) می‌رسید.
امپراتوری (امپراطوری) روم هم تمام جنوب اروپا را در دست داشت و میان این دو کشور قوی كشور مقتدر دیگری نبود.

حكومت‌های ارمنستان و میان دو رود ( بین‌النهرین - عراق امروزی ) و شام ( سوریه ی امروزی ) كه میان این دو امپراتوری ( امپراطوری ) قرار داشتند بسیار ضعیف و كوچك بودند و فرمان‌ روایان آن‌ها گاه از پادشاهان ایران اطاعت می‌كردند و گاه تابع دولت روم می‌شدند.
در زمانی كه پادشاه « اُرُد »  اشكانی در ایران ، یكی از سواران رومی به نام « كراسوس » ، حكمران متصرفات آن كشور در مغرب آسیا شد و به سوریه و عربستان آمد. این سردار خیال جهان‌گیری و كشور گشایی در سر داشت و به طمع فتح ایران و هندوستان به آسیا آمده بود.نگاره ها تزیینی است..

 

 

 

 

 

دنباله داستان در ادامه مطلب ...


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط سرباز کوروش

عهد بوق :

این مثل از جهت معانی مجازی و مفاهیم استعارهای با مثل عهد دقیانوس ترادف دارد و هرگاه بخواهند در قدمت و کهنگی و فرسودگی چیزی مبالغه کنند در لفافهی هزل و طنز آن را به عهد بوق منتسب میکنند.

بوق آلت نای مانندی است که به قول علامه دهخدا:
« در حمام­ها و آسیاها و هنگامه­ها نوازنده و آواز مهیب و مکروهی از آن برآید.»
نوع قدیمی بوق از شاخ بود که بر اثر مرور زمان مدارجی را طی کرد و بعد آن را از استخوان و فلز ساختند امروزه انواع و اقسام بوق شاخی و استخوانی و فلزی پیدا می­شود که سابقا از آن در موارد مختلف استفاده می­کردند و در حال حاضر نیز بخصوص در روستاها خالی از فایده و استعمال نیست.
حمامی­ها هرچند بار ناگزیر بودند آب خزینه را خالی کنند، سپس خزینه را با وسایل موجود بشویند، سیاهی­ها و کثافات و موهای لزج را از آن بزدایند و خزینه را با آب تمیز و پاکیزه پر کنند.
پیداست تخلیه آب و تنظیف خزینه و گرم کردن آب تازه خزینه که از راه گلخن حمام انجام می­شد مستلزم چند روز صرف وقت بود تا به صورت اولیه درآید و مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد. چون روز موعود فرا می­رسید و حمام مورد بحث، برای پذیرفتن مشتری آماده می­گشت، حمامی در نیمه­های شب، بخصوص هنگام سحر به پشت بام حمام می­رفت و در بوق کذایی می­دمید و خفتگان را برای انجام غسل و نظافت دعوت می­کرد. امروزه که تلگراف و تلفن باسیم و بی­سیم اختراع شده است دیگر به بوق زدن در شاه راهای کشور احتیاج نیست. در جنگ­ها و محاربات کنونی هم انفجارهای وحشتناک ناشی از بمب­های خانمان برانداز اتم و ناپالم و کبالت و هیدروژن و جز این­ها دیگر مجال تامل نمی­دهد تا محتاج بوق زدن باشند.
آسیاها تبدیل به کارخانجات گندم کوبی شد. حمام­ها بر اثر تصفیه و لوله کشی آب و بسته شدن خزینه­ها همیشه و در همه حال آماده­ی پذیرایی است. مرگ و میر را هم از طریق رادیو و آگهی در جراید اعلام می­دارند. همچنین برای جشن و عروسی به قدری وسایل عیش و طرب فراهم آمد که بوق نقشی ندارد، ولی در ازمنه و اعصار گذشته، بوق تا آن اندازه قرب و منزلت داشت که تقریبا کلیه شئون زندگی مردم را در بر می­گرفت.

برداشت از : آریابوم


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

واژه­ی « موسیقی »، یا « موزیک » که گاهی در ادبیات فارسی از آن با « موسیقار » نیز یاد شده است واژه­ای یونانی است ، که پس از ترجمه­ی کتاب­های علمی یونانی به زبان عربی ، در این زبان داخل شد ، و چون بیشتر نویسندگان این کتاب­ها ایرانی بودند ، البته در زبان فارسی هم گاهی به همان­گونه به کار گرفته می­شد . تا آنکه امروز هم آن را به رسمیت شناخته­اند و در نوشته­ها و گفتارها به کار می­برند.

این واژه از ریشه­ی لاتین «Musa» گرفته شده است که فرشته­ی هنر و دانش و الهه­ی نغمه و سرود است.

ریشه­ی واژه­ی ایرانی موسیقی

چنانکه گفته شد واژه­ی موسیقی در کتاب­های علمی یا کتاب­هایی که ترجمه­ی کتاب­های یونانی بود، به کار می­رفت، اما در دیگر دفترها این نام به کار گرفته نمی­شد و در کتاب­های دوره­ی اول پس از اسلام معادل ایرانی آن بیشتر از نام موسیقی به چشم می­خورد، تا آنکه امروز این معادل فراموش شده و یکجا جای خویش را به «موسیقی» داده است.
از موسیقیدان در ادب فارسی دری، با نام « رامشگر » یا « خنیاگر » یاد شده است. «رامشگر» از دو بهر «رامش» و پسوند «گر» ساخته شده است.
رامش به معنی خوشی، خوشحالی، خوشبختی  آمده است و ایرانیان، گذران زندگی را به رامش، از جمله فرایض دینی می­شمردند.
« خنیاگر » در زبان پهلوی « هونیاک کر » و با تخفیف « هونیاکر » بوده است،و آن نیز از یک ریشه و پسوند « گر » ساخته شده است. ریشه­ی آن «هونیاک» نیز خود دارای دو بخش است. بهر نخست آن « هو »، همان است که در واژه­ی «هومن» به معنای «اندیشه­ی نیک» هنوز به همان صورت در واژه به جای مانده و با تبدیل «هـ» به «خـ» که در زبان­شناسی مورد تحقیقی قرار گرفته از آن واژه­ی «خوب» امروز ساخته شده است .
دیگر بخش، « نیاک » است، که دگرگون شده­ی واژه­ی « نواک »  است که امروز « نوا » خوانده می­شود. زیرا که بسیاری از واژه­ها که به «ک» پیش از حرف صدادار پایان می­پذیرفته­اند به مرور از پهلوی به فارسی دری «ک» خود را از دست داده­اند، مانند « داناک »(= دانا)، « رواک »(= روا) « پرستوک »(= پرستو) و ... و از آن میان فقط دو واژه­ی «خوراک» و «پوشاک» به همان صورت نخستین باقی مانده است.
پس روی هم رفته «خنیاگر» یا « هونیاک » یا « خنیا » به معنی « آواز خوب » یا « نوای خوش » است و این همان است که فردوسی بزرگوار ما در مقدمه­ی داستان کاووس و مازندران  در آمدن رامشگر چیره­دست و خواندن سرود مازندرانی، در یک بیت گفته است :

چنین گفت : کز شهر مازندران           یکی خوش نوازم ز رامشگران

 

برداشت از : آریابوم


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

بعد از آن‌که عبداله اوزبک، خراسان را مورد تاخت و تاز قرار داد ، روزی در سیستان عبورش بر قبر رستم افتاد .
به طور شماتت این بیت را خواند :

سر از خاک بردار و ایران ببین         به کام  دلیران  توران  ببین

و گفت ندانم که رستم اگر قادر به گفتن بود چه می‌گفت ؟
یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری بگویم
گفت : بگو
گفت : اگر قادر بر گفتن بود می‌گفت :

چو بیشه تهی ماند از نره شیر       شغالان  درآیند  آن‌جا  دلیر

«بزم ایران»

منبع : آریابوم


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

داستانک عمو نوروز و ننه سرما  :

یکی بود، یکی نبود. پیرمردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه ی تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه ی شهر.

عمو نوروزبیرون از دروازه ی شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته ی عمو نوروز بود و روز اول هر بهار، صبح زود پا می شد، جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط، خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته ی پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان، جلو حوضچه ی فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه ی پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر، سرکه، سماق، سنجد، سیب، سبزی، و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه ی خشک و نقل و نبات می ریخت...

دنباله داستانک در ادامه مطلب ...


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

سالنمای باستانی سال 1388

از مبدأ هجری خورشیدی و 3734 از مبدأ اندازه‌گیری گاهشماری ایرانی

با این سالنامه از همه ی جشنهای ایرانی نیز آگاه شوید ...

نسخه‌های پی‌دی‌اف سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان در دو گونه هفتگی و ماهانه منتشر شده است. این سالنما را می‌توانید از اینجا دریافت کنید:

تقویم سال  ۱۳۸۸ را دریافت نمایید :

سالنمای سال 1388 ایرانی، هر هفته در یک صفحه، 250 کیلوبایت

سالنمای سال 1388 ایرانی، هر ماه در یک صفحه، 160 کیلو بایت

 

منبع : http://www.ghiasabadi.com


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط سرباز کوروش

 ** جشن نوروز را شادباش میگوییم **

همه ما ایرانیان به شکلی نوروز را جشن میگیریم ولی آیا از پیشینه این جشن باستانی آگاهیم ؟؟ بدانیم تا اشتباه در آن نرود ...

از پیشینه نوروز آگاه شوید ...

در این پژوهش به این پرسش ها پاسخ میدهیم ...

  • ریشه و سرگذشت جشن نوروز چیست ؟
  • سفره هفت سین چگونه برپا میشود ؟
  • حاجی فیروز کیست ؟ آیا حاجی فیروز همان میر نوروز است یا شخصیتی جداگانه دارد ؟ چرا حاجی فیروز سیاه است ؟!؟ و ...
  • فلسفه جشن نوروز چیست ؟
  • و ...

با خواندن این پژوهش تلاش کنیم جشن نوروز را همچون ملل دیگر که جشنهای سال نو خود را همچون کریسمس باشکوه برگزار میکنند ما نیز چنین کنیم ...

حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌‌دونن،
منم می‌‌دونم،
عید نوروزه...

ارباب خودم سلام علیکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره

سرگذشت جشن نوروز

هرمزد روز از فروردین ماه برابر با یکم فروردین در گاهشماری ایرانی

 سر  سال نو  هرمز  فرودین         بر آسوده از رنج تن ، دل زکین
به جمشید بر گوهر افشاندند         مر  آن  روز را روز نو خواندند

نخستین روز از فروردین ماه برابر است با روز جشن بزرگ نوروز در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار.

نوروز و آغاز سال نو، مناسبت­های جداگانه­ای هستند که با یکدیگر همزمان شده­اند.
در سُغد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز با نام «نوسَرد»، «نَوَسَرد» و «نوسَرِد» یاد می­شده است که به مانک «سال نو» می­باشد.
در زبان اوستایی نیز «سَرذَه» به مانک سال خورشیدی است. در بدخشان با نام «شگون بهار»، در شُغنان (تاجیکستان در کناره­ی رود «پنج») به نام «خِدِر ایام» (بزرگ­ترین روزها) و در بابل باستان و در نخستین روز ماه «نیسان» بنام جشن «اَکیتو»(سومری «زَگموگ») شناخته می­شده است.
با شکوه­ترین مراسم نوروزی، امروزه با نام­های «سِیرلاله»(جشن گل لاله)، «جَندَه بالا»(بالا کردن دَرَفش) در شهر مزار شریف افغانستان کنونی (آریانای باستان) و در نزدیکی بلخ کهن، همراه با برافراشتن درفشی برگرفته از درفش کاویانی ایران، برگزار می­شود.

نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد.

 از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به «جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را «نوروز جمشيدى» مى خوانند.
اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه «نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود...

دنباله پژوهش را در ادامه مطلب بخوانید ...

 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط سرباز کوروش
اندک زمانی است در  شبهای چهارشنبه سوری ، این آیین باشکوه همراه با ترس و دلهره برگزار میگردد . ولی چهارشنبه سوری اینگونه باید برگزار گردد ؟!؟

شاید کمتر کشوری و ملتی با چنین فرهنگ و شهریگری با شکوهی اینچنین خود دست به نابودی فرهنگ گذشته اش میزند .

 پرسش هایی که باید پیش از برگزاری آیین چهارشنبه سوری پاسخ داده شود  :

  1.  زمان برگزاری این جشن ؟
  2. پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری چیست ؟
  3. سبب برگزاری این آیین باستانی نزد پیشینیان ما و هم اکنون چیست ؟
  4. شکل درست برگزاری چگونه است ؟
  5. آیا تنها بر افروختن آتش به معنای برگزاری این جشن است ؟
  6. آیا در واقع چهارشنبه سوری خطرناک است ؟!
  7. و...

جشن شب چهارشنبه سوری

 

به دست خود فرهنگ ایرانی را از بین نبریم

 

... بخوانید و به دیگران نیز آموزش دهید . شاید با خواندن این پژوهش کمی به فرهنگ خود کمک نماییم

چهارشنبه سوری ( شب سوری )

برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

ابراهیم پور داوود

پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است ...

دنباله پژوهش را در ادامه مطلب بخوانید ...


 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط سرباز کوروش
 

* تا  اسپندارمذ  داریم  چه  نیازی  به  ولنتاین  است ؟!؟! *

سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایرانی

اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.

برای آگاهی بیشتر به ادامه مطلب بروید ...

برای آگاهی از جشنهای اسپند ماه به پژوهشکده فرهنگی بیایید :

پژوهشکده فرهنگی

 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش
جشنهای بهمن ماه عبارتند از :

  • جشن بهمنگان
  • نوسده
  • پیرشالیار
  • جشن سده
  • طوبی شباط
  •  بهار کردی - میانه ی زمستان
  • بادروزی
  • درندز
  • آفریجگان

جشن بهمن گان

 

 

 

 

در ادامه مطلب از هریک بیشتر بدانید ...

pfs.blogfa.com پژوهشکده فرهنگی سرباز کورش


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش

ویژگی های عمومی جشن های ایرانی

بررسی جشن های ایرانی و زمان برگزاری آن ها نشان دهنده ی ویژگی هایی مشترک در میان همه ی آن هاست.

1. تقریبا همگی در پیوند با پدیده های طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل کوشش شده است تا زمان برگزاری آن ها هرچه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.

2. تقریبا هیچ کدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند.

3. با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشک و گریه در آن ها جایی ندارد.

4. احترام و پاسداشت همه ی مظاهر طبیعت در آن ها دیده می شود.

5. جشن های ایرانی پیوند ناگسستنی با آتش دارند. حتی اگر خود آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد.

6. با زادروز یا سال مرگ کسی در پیوند نیست.

7. گستردگی برگزاری این مراسم به اندازه ی گستره ی ایران فرهنگی است. ایرانیان جشن ها و آیین های میهنی خود را به گونه ای یکپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت انگیزی برگزار کرده و تفاوت های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی دانسته اند.

آیین های ایرانی متعلق به همه ی ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن کوشیده اند.

کسانی که با تعصب های نابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران بیشتر از دیگران می دانند، به این همبستگی باشکوه مردمان ایرانی آسیب می زنند.


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش
درباره وبلاگ
:::NC:::