تبليغاتX
برای دیدن پر بازدید ترین موضوع وبلاگ :::اینجا::: کلیک کنید .
::::!NC :::: دانلود جدیدترین نرم افزارها

::::!NC :::: دانلود جدیدترین نرم افزارها
دانلود جدیدترین نرم افزار های روز دنیا به صورت رایگان با لینک مستقیم ان سی nc
پيوندهاي روزانه

هیچ كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ :

با چند نفر از دوستان همدل، خلق و خوی مشترك داشتیم و بیشتر اوقات با هم نشست و برخاست می‌كردیم.
یكی از بزرگان شهر، اخلاق و رفتار دوستان ما را بسیار می‌پسندید و گروه ما را بسیار دوست داشت.
از همین رو، برای تك تك این دوستان، حقوق ماهیانه تعیین كرده بود و با اشتیاق همه را حمایت می‌كرد.
روزی یكی از همین دوستان، رفتار ناشایستی كرد و موجب ناخرسندی و بدگمانی آن مرد بزرگ شد و حقوق ماهیانه همه را قطع كرد...

تصمیم گرفتم، پیش او بروم و هر گونه‌ای كه باشد او را راضی كنم تا  دوباره لطف خود را از سر گیرد و مشكل یاران را حل كند. به دربار او رفتم اما دربانان جلوگیری كردند و مرا از رفتن به نزد او باز داشتند. خود را معرفی كردم و بعد از آن كه نزدیكان او مرا شناختند، عذرخواهی كردند و مرا با احترام و عزت به درون دربار دعوت و جایگاهی بلند برایم معین كردند. فروتنی كردم و در همان جایگاه پایین نشستم و گفتم:

تا در صف بندگان نشینم                بگذار كه بنده كمینم

آن مرد بزرگ با لطف فراوان خود مرا نواخت و گفت:

بارت بكشم كه نازنینی               گر بر سر و چشم من نشینی

نشستیم و از هر دری سخن گفتیم تا این كه به موضوع مشكلات و گرفتاری‌های دوستان رسیدیم.
به او گفتم: مگر از سوی دوستان ما چه خطای بزرگی صورت پذیرفته كه سایه لطف خود را از سر آنان باز گرفتی و محبت خود را از آنان دریغ می‌داری؟
خداوند بزرگ را ببین چگونه جرم پی‌ در پی بندگان را می‌بیند و هرگز روزی آن‌ها را قطع نمی‌كند!
سخنان گرم من در دل او اثر كرد، آن‌ها را پسندید و دوباره كمك‌های ماهیانه خود را به دوستان از سر گرفت.
خالصانه از او سپاس‌گزاری كردم و گفتم:

چو كعبه قبله حاجت شد از دیار بعید

روند خلق به دیـدارش از بسی فرسنگ

تـو را تـحـمـل امثـال مـا بـبـایـد كـرد

كه هیچ‌‌كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط سرباز کوروش

سورنا :

تا پیش از آمدن اسلام ، دو كشور ایران و روم همسایه بودند. وسعت خاك ایران در زمان پادشاهان اشكانی و ساسانی بسیار زیاد بود و در مغرب به حدود شام ( سوریه امروزی ) و آسیای کوچک ( صغیر ) می‌رسید.
امپراتوری (امپراطوری) روم هم تمام جنوب اروپا را در دست داشت و میان این دو کشور قوی كشور مقتدر دیگری نبود.

حكومت‌های ارمنستان و میان دو رود ( بین‌النهرین - عراق امروزی ) و شام ( سوریه ی امروزی ) كه میان این دو امپراتوری ( امپراطوری ) قرار داشتند بسیار ضعیف و كوچك بودند و فرمان‌ روایان آن‌ها گاه از پادشاهان ایران اطاعت می‌كردند و گاه تابع دولت روم می‌شدند.
در زمانی كه پادشاه « اُرُد »  اشكانی در ایران ، یكی از سواران رومی به نام « كراسوس » ، حكمران متصرفات آن كشور در مغرب آسیا شد و به سوریه و عربستان آمد. این سردار خیال جهان‌گیری و كشور گشایی در سر داشت و به طمع فتح ایران و هندوستان به آسیا آمده بود.نگاره ها تزیینی است..

 

 

 

 

 

دنباله داستان در ادامه مطلب ...


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط سرباز کوروش

عهد بوق :

این مثل از جهت معانی مجازی و مفاهیم استعارهای با مثل عهد دقیانوس ترادف دارد و هرگاه بخواهند در قدمت و کهنگی و فرسودگی چیزی مبالغه کنند در لفافهی هزل و طنز آن را به عهد بوق منتسب میکنند.

بوق آلت نای مانندی است که به قول علامه دهخدا:
« در حمام­ها و آسیاها و هنگامه­ها نوازنده و آواز مهیب و مکروهی از آن برآید.»
نوع قدیمی بوق از شاخ بود که بر اثر مرور زمان مدارجی را طی کرد و بعد آن را از استخوان و فلز ساختند امروزه انواع و اقسام بوق شاخی و استخوانی و فلزی پیدا می­شود که سابقا از آن در موارد مختلف استفاده می­کردند و در حال حاضر نیز بخصوص در روستاها خالی از فایده و استعمال نیست.
حمامی­ها هرچند بار ناگزیر بودند آب خزینه را خالی کنند، سپس خزینه را با وسایل موجود بشویند، سیاهی­ها و کثافات و موهای لزج را از آن بزدایند و خزینه را با آب تمیز و پاکیزه پر کنند.
پیداست تخلیه آب و تنظیف خزینه و گرم کردن آب تازه خزینه که از راه گلخن حمام انجام می­شد مستلزم چند روز صرف وقت بود تا به صورت اولیه درآید و مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد. چون روز موعود فرا می­رسید و حمام مورد بحث، برای پذیرفتن مشتری آماده می­گشت، حمامی در نیمه­های شب، بخصوص هنگام سحر به پشت بام حمام می­رفت و در بوق کذایی می­دمید و خفتگان را برای انجام غسل و نظافت دعوت می­کرد. امروزه که تلگراف و تلفن باسیم و بی­سیم اختراع شده است دیگر به بوق زدن در شاه راهای کشور احتیاج نیست. در جنگ­ها و محاربات کنونی هم انفجارهای وحشتناک ناشی از بمب­های خانمان برانداز اتم و ناپالم و کبالت و هیدروژن و جز این­ها دیگر مجال تامل نمی­دهد تا محتاج بوق زدن باشند.
آسیاها تبدیل به کارخانجات گندم کوبی شد. حمام­ها بر اثر تصفیه و لوله کشی آب و بسته شدن خزینه­ها همیشه و در همه حال آماده­ی پذیرایی است. مرگ و میر را هم از طریق رادیو و آگهی در جراید اعلام می­دارند. همچنین برای جشن و عروسی به قدری وسایل عیش و طرب فراهم آمد که بوق نقشی ندارد، ولی در ازمنه و اعصار گذشته، بوق تا آن اندازه قرب و منزلت داشت که تقریبا کلیه شئون زندگی مردم را در بر می­گرفت.

برداشت از : آریابوم


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

بعد از آن‌که عبداله اوزبک، خراسان را مورد تاخت و تاز قرار داد ، روزی در سیستان عبورش بر قبر رستم افتاد .
به طور شماتت این بیت را خواند :

سر از خاک بردار و ایران ببین         به کام  دلیران  توران  ببین

و گفت ندانم که رستم اگر قادر به گفتن بود چه می‌گفت ؟
یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری بگویم
گفت : بگو
گفت : اگر قادر بر گفتن بود می‌گفت :

چو بیشه تهی ماند از نره شیر       شغالان  درآیند  آن‌جا  دلیر

«بزم ایران»

منبع : آریابوم


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش

داستانک عمو نوروز و ننه سرما  :

یکی بود، یکی نبود. پیرمردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه ی تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه ی شهر.

عمو نوروزبیرون از دروازه ی شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته ی عمو نوروز بود و روز اول هر بهار، صبح زود پا می شد، جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط، خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته ی پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان، جلو حوضچه ی فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه ی پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر، سرکه، سماق، سنجد، سیب، سبزی، و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه ی خشک و نقل و نبات می ریخت...

دنباله داستانک در ادامه مطلب ...


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط سرباز کوروش
اندک زمانی است در  شبهای چهارشنبه سوری ، این آیین باشکوه همراه با ترس و دلهره برگزار میگردد . ولی چهارشنبه سوری اینگونه باید برگزار گردد ؟!؟

شاید کمتر کشوری و ملتی با چنین فرهنگ و شهریگری با شکوهی اینچنین خود دست به نابودی فرهنگ گذشته اش میزند .

 پرسش هایی که باید پیش از برگزاری آیین چهارشنبه سوری پاسخ داده شود  :

  1.  زمان برگزاری این جشن ؟
  2. پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری چیست ؟
  3. سبب برگزاری این آیین باستانی نزد پیشینیان ما و هم اکنون چیست ؟
  4. شکل درست برگزاری چگونه است ؟
  5. آیا تنها بر افروختن آتش به معنای برگزاری این جشن است ؟
  6. آیا در واقع چهارشنبه سوری خطرناک است ؟!
  7. و...

جشن شب چهارشنبه سوری

 

به دست خود فرهنگ ایرانی را از بین نبریم

 

... بخوانید و به دیگران نیز آموزش دهید . شاید با خواندن این پژوهش کمی به فرهنگ خود کمک نماییم

چهارشنبه سوری ( شب سوری )

برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

ابراهیم پور داوود

پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است ...

دنباله پژوهش را در ادامه مطلب بخوانید ...


 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط سرباز کوروش
 

* تا  اسپندارمذ  داریم  چه  نیازی  به  ولنتاین  است ؟!؟! *

سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایرانی

اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.

برای آگاهی بیشتر به ادامه مطلب بروید ...

برای آگاهی از جشنهای اسپند ماه به پژوهشکده فرهنگی بیایید :

پژوهشکده فرهنگی

 


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش
جشنهای بهمن ماه عبارتند از :

  • جشن بهمنگان
  • نوسده
  • پیرشالیار
  • جشن سده
  • طوبی شباط
  •  بهار کردی - میانه ی زمستان
  • بادروزی
  • درندز
  • آفریجگان

جشن بهمن گان

 

 

 

 

در ادامه مطلب از هریک بیشتر بدانید ...

pfs.blogfa.com پژوهشکده فرهنگی سرباز کورش


View this post in English click here




ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش

ویژگی های عمومی جشن های ایرانی

بررسی جشن های ایرانی و زمان برگزاری آن ها نشان دهنده ی ویژگی هایی مشترک در میان همه ی آن هاست.

1. تقریبا همگی در پیوند با پدیده های طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل کوشش شده است تا زمان برگزاری آن ها هرچه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.

2. تقریبا هیچ کدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند.

3. با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشک و گریه در آن ها جایی ندارد.

4. احترام و پاسداشت همه ی مظاهر طبیعت در آن ها دیده می شود.

5. جشن های ایرانی پیوند ناگسستنی با آتش دارند. حتی اگر خود آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد.

6. با زادروز یا سال مرگ کسی در پیوند نیست.

7. گستردگی برگزاری این مراسم به اندازه ی گستره ی ایران فرهنگی است. ایرانیان جشن ها و آیین های میهنی خود را به گونه ای یکپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت انگیزی برگزار کرده و تفاوت های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی دانسته اند.

آیین های ایرانی متعلق به همه ی ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن کوشیده اند.

کسانی که با تعصب های نابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران بیشتر از دیگران می دانند، به این همبستگی باشکوه مردمان ایرانی آسیب می زنند.


View this post in English click here






نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط سرباز کوروش
درباره وبلاگ
:::NC:::